حالا یارم بیا دلدارم بیا

روز اخر تابستونه 

خداوکیلی تابستون تخمی بود ... نه برای من برا همه 

ایول فردا مدرسه و ایناست قشنگ گنگ میری پاره بر می گردی و این جاست شاعر می فرماید : جوانان ما قدرت 

صبر ایوب می خواد سر کردن با یه مش معلم و اینا 

بابامو کشوندن مدرسه که تعهد بده امسال دیگه خبری از شیطنتم نباشه ولی اش ماش به همین خیال باش 

برنامه ریختیم بعد مدرسه ددر دودور

از قضا قراره رفیقمون بشه راننده اسنپ ما

حسن معروف به کارن از دوستان بنده هستن که طی یه تصادف اشنا شدیم

از این عاشقک یا؟ که طرف خوشگل جذابه؟ نوچ دوستمون از نوادگان خر تشریف داره با دو متر قد

گمونم مادرش با برج ایفل دخیل بسته  ...  

زشته خداییش قیافه نداره ولی صدا داره ، بم 

عی جان موهاش قد پشم گوسفند فره 

در کل خریه مثل الباقی از خر ها

ماشینش؟ شت صداش می زنه عروسک البت مادر مرده فرقی با انابل نداره

نمی تونم کامل بگم چطوری گذشت و چه اتفاقاتی افتاد 

نمی دونم 

نقش حسنی تو زندگیم بی شک تاوان گناهام؟ 

صدام می زنه قمر ... مضحکه نه؟ میگه اسمم زیادی براش سنگینه با قمر راحت تره

خدایا حسنی و از من نگیر 

می تونم بگم فقط خوابیدم 

خوابیدم

خوابیدم

خوابیدم

خوابیدم

و خوابیدم 

البته با ذکر مستراح و حمام و غذا خوردن

ولی در کل سه ماه فوق تخمی رو گذروندم

از بیابون پر مین هم بدتر بود

بخواییم حساب کنیم الان خوبم .. خیلی خوبم 

فردا مدرست 

هولی شت فردا 7 صب باید پاشم ... خواب تا ظهر و ایناعم تعطیل

بابام قسمم داده نمی زاره دیگه اینقد بخوابم منم از اونور داد و بیداد نمی خوام

بابام با گفتن انقد بخواب زخم بستر بگیری تر زد بم

یه احتمال داده میشه من با تختم پیمان خوردم .. مثل یه عضو جدا نشدنی

اسکیت بردم دوباره خریدم یوهاهاها

ولی چه فایده بابام قراره بجا مدرسه از بیگاری بکشه... ظلم تا چه حد؟ این بود ارمان های امام؟ هاا؟ 

حس می کنم نقش مهره من تو خونمون فرقی با فقیر فقرای سومالی نداره

دلم می خواد برم کوه صفه عر بزنم پوللللل ندارم بعد خدا از اون بالا پول برام بریزه 

البته خریت محضه افکارم

سناریو؟ شت هرشب قبل از خواب سناریو می ساختم اب می خورم می شست می رفت پایین

ناموسا خوابم میاد

مامانم گفته باید اتاقمو تمیز کنم :) البت من عادت کردم به شلوغی 

لباس هام اتو بزنم؟ یااا خداا .. مقنعه؟ اوه نووو

حالا هر روز صب باید با صدای نحس گوینده رادیو راهی مدرسه شیم از اونور داد می کشه : هم وطن سلاااام

گوشام ذوق ذوق می کنه 

از 24 ساعت من 48 ساعت هندزفریم تو گوشمه 

یه بار زخم شد خون اومد

نمی تونم درک می کنید؟ واقن نمی تونم

د ویکند بی شرف زیادی خوبه .. حتی دستشوییم میرم همه اهنگاش عین تیزر از جلوم چشمام رد میشه

دیگه نمی دونم چی بنویسم 

حرفم نیست

مغزم خالیه

حس می کنم شنگول شدم نسبت به قبل نه؟ نمی دونم

  • نظرات [ ۲۱ ]
    • ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌پدرت ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌

    فتح کلدن اینژا بلای بال دوومممم یوهوووووو ×-×

     نیگاه چقدل ناناصه TT

    به اودا اول میخواشم یه متن لومانتیک بنویشم بعدس دفتم نههه الان میلینم ژشت موسه بلا همین پاکس کلدم هق :(

    خولاصه که دلم بلات تنگ سدههه 

    میلم بسینم گلیه تنم

    بگل میخواامم هعبببب :)))

  • نظرات [ ۱ ]
    • ᴀᴘʜʀᴏᴅɪᴛᴇ

    به ژون اودم نمودونم عنوان شی بژالم =-=

    در حال فکر کردن برای اینکه چی بنویسم "

    نمودونم به اودا

    پیشی من از سلدا اجاژه دلفتم ایجا پشت بژالم حیح =-= پش منو دعوا نتنی باسه ؟سلدا لو اخش تن

    اینژا داله خاک میخولهههه

    یکمی تمیژش تنیم ؟

    یه بیبی تیوت اینجا دنبال درساش میگردههه >>>

    کشی پیشی منو ندیده ؟ بغض-

     

  • نظرات [ ۲۷ ]
    • ᴀᴘʜʀᴏᴅɪᴛᴇ

    آه ددی

    خوابم میاد .

    • ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌پدرت ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌

    Büyü "

     

     ´´ This 

    • ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌پدرت ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌

    Tell

    از عشق بگو

  • نظرات [ ۱۱۳ ]
    • ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌پدرت ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌

    My memories in July `

     

    First day ~ then things that make happy

    چی میشه بجای خوشحال ، ارامشو عنوان کرد؟ ده چیز ارامش بخش؟

    1 : مهدیس

    2 : مانگا 

    3 : پلی لیست 

    4 : کتاب و رمان

    5 : خواب >>>

    6 : بوم و رنگ روغن

    7 : ویالون و ارشه

    8 : پیانو و وایب آهنگاش

    9 : موزیکای وانتونز

    10 : اسکیت برد

    second day ~ someon who inspires me

    هیچ کس ! 

    اعتقادی به برگ برنده و نقش مبهم ندارم

    خودم می سازمش و پیش می برمش چه بسا بهتر با عقاید و منطق خودم شکل بگیره

    پس کنسله D:

    Thir day ~ she / he , said something about me that i have never forggoten 

    مثل یک قهوه تلخی وسط سرمای زمستون "

    ?The fourth day ~ who attracts me

    میبی یه ESTP ریسک پذیر ، intj مستقل

    یه غریبه با نگاه قهوه ای ، تاریخ و کتاب براش جالب باشند 

    بخنده .. از ته دل :)

    به فکر خودش باشه

    برای زندگیش هدف داشته باشه چار چوب داشته باشه

    پایه تمام کثافت کاریام :دی

    مزاحم خوابم نشه >>>

    یه کیوت سگ 

    The fifth day ~ the most beautiful words i have seen 

    بغلم کن ..

    خواب ، شب ، شیرکاکاعو ، بارون ، لایت 

  • نظرات [ ۳۰ ]
    • ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌پدرت ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌

    u "

    یه جمله ، یه کلمه یا یه بیت متن آهنگ و برای مخاطبت این زیر می نویسی؟

    + من تنها بینندم

  • نظرات [ ۱۳۳ ]
    • ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌پدرت ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌

    ᴍɪ

    ی کلمه در توصیف من بنویس "

  • نظرات [ ۳۷ ]
    • ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌پدرت ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌

    فقط !

    کمتر کاری کنید ک ملت به احمق بودنتون پی ببره ..

    • ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌پدرت ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌
    Pure water with that flavor
    Out singing in the rain
    She returning all the favors
    IOUs overpaid
    I’m crossing your borderline
    For the flower between your thighs
    Two opposite worlds collide
    Huyu huyuma denk
    ఌ︎
    انسان صاحب درد است .
    من هم درد دارم ..
    درد وجود بی قرارم !
    درد رد اشک های به جا مانده روی گونه هایم
    درد کلمات نا گفته در جاده پوچ مغزم
    درد خودکشی روحم و هزاران کالبد در منی دیگر .
    درد بی نصیب شدنم از همه این لبخند ها
    و هزاران درد دیگر که گفتنشان تنها تو را الوده عذابی ممکن میکند و من را غمگین تر ..
    ఌ︎
    هشدار :
    انسان درد است !
    منوی وبلاگ