۲ مطلب در فوریه ۲۰۲۲ ثبت شده است

فاک یو

مستانه قهقه ای سر داد و دستی ب گردن کشید و به شاهکار هنریش نگریست ..

غرق در خون با چشمانی باز و کفن به تن ارامیده بود .

موهای شلاقی اش حال به قرمزی میزد ، تنش سرد بود ، بدنش کبود ..

آدام مردی بالا قد و بوری شکل بود که با ناباوری اسم او را فریاد میزد .

+ لعنت بهت مرد چه غلطی کردی؟

- کشتمش :)!

+ چرا؟

- خیالم از بابتش راحته رفیق !

عذاب غیرت و خودخواهیم دیگه ب سراغم نمیان .

وعده بود تنها ب دست من بمیره .. چه بسا زمانش یک ساعت پیش ب موعود رسید .

+ دوسش داشتی احمق؟

- البته .

+ ت مرتکب گناهی!

- من کسی نیستم ک دفترم لکه دار شه .

ت با دستات لمسش کردی !

با لبات بوسش زدی .

بغلش کردی و بوی موهاشو به ریه هات فرستادی !

ت با معشوقه من رابطه داشتی .. من ارزشم بالاست !

نباید ب دست ت خراب شه ، من ب قدری قدرت دارم ک گناهم بالای دار نره

اما من مرتکب ب عشقم :)

جرمم خود خواهیست ..

اما ت خیانت بمن

حرفی داری برای پایان بحث؟

+ ببخشید .

- برو ب جهنم رفیق :/

  • نظرات [ ۱ ]
    • ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌پدرت ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌

    پسر

    خستم .

    • ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌پدرت ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌
    Pure water with that flavor
    Out singing in the rain
    She returning all the favors
    IOUs overpaid
    I’m crossing your borderline
    For the flower between your thighs
    Two opposite worlds collide
    Huyu huyuma denk
    ఌ︎
    انسان صاحب درد است .
    من هم درد دارم ..
    درد وجود بی قرارم !
    درد رد اشک های به جا مانده روی گونه هایم
    درد کلمات نا گفته در جاده پوچ مغزم
    درد خودکشی روحم و هزاران کالبد در منی دیگر .
    درد بی نصیب شدنم از همه این لبخند ها
    و هزاران درد دیگر که گفتنشان تنها تو را الوده عذابی ممکن میکند و من را غمگین تر ..
    ఌ︎
    هشدار :
    انسان درد است !
    منو بلاگ